نقد فيلم سيمونه
قبل از اينکه وارد تحليل و بررسي اين فيلم شويم خلاصه اي از داستان اين فيلم را بيان ميکنيم .اين فيلم زندگي يک تهيه کننده سينما اسست که بر اثر يک اتفاق نااميدي بر او غلبه کرد .وقتي ستاره فيلمش از مجموعه فيلم کناره گيري ميکند تهيه کننده تصميم ميگيرد تا بصورت ديجيتال هنر پيشه اي بنام سيمونه را خلق کند تا جاي ستاره فيلمش خالي نباشد .اين هنرپيشه يک شبه به شهرت زيادي ميرسد و همگان فکر ميکنند که او يک فرد واقعي است .اگرچه هرچقدر که شهرت سيمونه به سرعت زياد ميشود تهيه کننده نميتواند تحمل پذيرفتن
حقه اي را که به خودش يا به جهان زده را داشته باشد .
1.در اين فيلم خلق يک انسان انچنان براحتي انجام ميگيرد که شايد مخاطب فکر کند خلق انسان و آفرينندگي براحتي امکان پذير است و در اينده انسانها ميتوانند خالق انسانهايي مثل خود باشند در حاليکه چنين جيزي ممکن نيست و خالق واقعي خداست .
2.در اين فيلم نشان داده مي شود که شخصيت هاي يک فيلم ممکن است واقعي نباشند و مجازي باشند و اين باعث ميشود که مخاطبان وقتي که هر فيلمي را نگاه ميکنند در واقعي بودن شخصيت هاي ان شک کنند و اين باعث ميشود که تاثير پذيري مخاطبان از جهان مجازي هم کمتر و محدود شود و لذا نظريه ئ بعضي از نظريه پردازان ارتباطات در اين باره که تلويزيون و جهان مجهزي داراي تاثير زيادي ميباشند زير سوال برود .
3.همچنين فيلنهايي امثال فيلم سيمونه به پيشرفت فزاينده ئ تکنولوژي اشاره دارند که انسانها در هيچ موردي به بن بست نميرسند و حتي اگر بخواهند ميتوانند يک انسان شبيه سازي شده اي را نيز خلق کنند و از طرفي اينگونه فيلمها باعث ميشود که انسان احساس غرور و تکبر نمايد و احساس کند که بي نياز از هر چيزي ميباشد و قدرت زيادي دارد و اين باعث طغيان و سرکشي شود .
4.در اين فيلم نشان ميدهد که اعمال خلاف اخلاق و حقه هايي که انسانها ميزنند باعث ايجاد مشکلات ديگري براي انها ميشود .
5.اين فيلم نشان ميدهد که ستاره هاي يک فيلم نقش محوري در يک فيلم را دارا ميباشند و تاثير گذاري انها بر مخاطبان ضمن اينکه باعث ميشود تهيه کننده به اهداف خود برسد خود اين توجه مخاطبان باعث تاثير گذاري بر خود ستاره فيلم هم ميشود و در واقع اين تاثير گذاري دو طرفه ميباشد .
6.در اين فيلم خلق انسان را بسيار ساده و کم ارزش نشان داده است .
7.کارگردان در اين فيلم خود را در جايگاه خالق قرار داده است و اين خود ممکن است تاثير منفي بر او بگذارد .
| |
جهان مجازي
جهان مجازي جهاني است درمقابل جهان واقعي که درآن ارتباطات چهره به چهره به ارتباطات الکترونيکي و ماشيني تبديل شده است در اين جهان انسانها بوسيله ئ ابزارهائي مثل کامپيوتر ميتوانند ارتباطات را با سرعتي بسيار زياد انجام دهند و در اين جهان ديگر فاصله هاي مکاني و زماني کمرنگ ميشود و به گفته مک لو هان انسانها در يک دهکده جهاني زندگي مي کنند .
مهمترين تغيير جهان معاصر که بنيان و اساس تغييرات آينده جهان را ميسازد قرار گرفتن جهان واقعي در مقابل جهان مجازي است .ظهور جهان مجازي بسياري از روندها و نگرشها و ظرفيتهاي آينده جهان را تحت تاثير خود قرار داده است واين جهان درحقيقت به موازات و گاه حتي بر جهان واقعي مسلط شده عينيت واقعي پيدا کردهاست .اين دو جهان يعني جهان واقعي ومجازي داراي تعاملات زيادي باهم ميباشند .جهان واقعي با خصائصي مانند جغرافيا داشتن وداراينظام سياسي خاصبودنو محبوس بودن و نيز داراي ويژگيهاي خاص خود ميباشد از جمله بي مکاني و فرازماني بودن و تکثر داشتن و قابل دسترس بودن همزمان وغيره
| |
اثر جهان مجازي برمخاطب
جهان مجازي ميتواند دردو حوزه تاثير داشته باشدکه عبارتند از:
1.حوزه فردي :رسانه ومعرفت-رسانه و اخلاق فردي-رسانه و رفتارهاي انساني
مثال:فيلمهاي سکس و مبتذل بر اخلاق فردي اثر ميگذارند و انسانها را از غايت الهي باز ميدارند همچنين فيلمهاي طنز که با لودگي همراه هستند رفتار افراد را تنزل ميبخشند و همچنين فيلمهاي خشن باعث خشونت افراد ميشوند
2.حوزه اجتماعي :رسانه و اقتصاد-رسانه و سياست –رسانه و فرهنگ
امپرياليزم جهاني در جهت سلطه بر جهان با توليدات رسانه اي خود افکار جهان را در جهت اهداف شوم خود جهت ميدهد و با توليد فيلمهايي مثل سيصد و فتنه و ... سعي ميکند از لحاظ سياسي فرهنگي جهان را با خود همراه کند و همچنين براي فروش کالاهاي فرهنگي و کالاهاي تجاري با روش تبليغات القايي سعي ميکند بر مخاطبان تاثير بگذارند
نظريه هايي که در جهان مجازي ميتواند مطرح باشد عبارتند از :
1.برجسته سازي
2.فرضيه شکاف اگاهي
3.فرضيه گلوله جادويي
4.الگوي اثرهاي محدود
5.فرضيه کاشت
6.جبر گرايي رسانه اي
7.اثرهاي تجربه مصنوعي
8.مارپيچ سکوت
9.الگوي اثر هاي قدرتمند
10.ديدگاه سلطه رسانه ها
11.ترکيب عوامل ارتباطي
12.نظريه ئ وابستگي
بعضي از مصاديق اثر جهان مجازي بر مخاطب عبارتند از:
1.بي حوصلگي و دلزدگي از دنيا
2.گرايش زياد به کمال و عملکرد سطح بالا : اين بسيار مخرب است زيرا وقتي که توقعات با امکانات برابر نباشد باعث ياس و نااميدي ميشود در عين حالي که ممکن است انسان در ان حال موفق عمل کرده باشد و نسبت به ديگران داراي موفقيت بهتري باشد
مثال :دريکي از جنگهاي ايران و عراق رسانه هاي غربي آنقدر تبليغات کردند که ايران با اين عمليات بصره را ميگيرد اما در اين جنگ ايرانيها پيروز شدند و کيلومترها از خاک عراق را گرفتند ولي بصره را نگرفتند در اين جنگ در عين حالي که ايران پيروز شد اما احساس شکست ميکردند زيرا رسانه هاي غربي توقعات را بالا برده بودند
3.انتظار حل مشکلات بطور سريع و موثر
4.درک نادرست بعضي رويداد ها :اين مورد خصوصا در باره کودکان تاثير بيشتري دارد زيرا کودکان هنوز قادر به درک دنياي واقعي نيستند و همچنين جهان مجازي با خلق يک سري واقعيات مجازي و اعتباري حتي باعث ميشود که افراد بزرگسال هم از درک صحيح واقعيت درمانده شوند نمونه ان در دوران جنگ تحميلي فيلمي ميباشد که درباره خشونت و جنگ طلبي ايران ساخته شده بود بنام شيرين و وحشي
البته انچه گفته شد گوشه هايي از اثار عالم مجازي بود امادنياي مجازي نسبت به مخاطبان متفاوت اثر هاي متفاوت دارد ا.اين مخاطبان ممکن است کودک –بزرگسال-زن – مرد – باسواد – بيسواد –داراي تحصيلات عاليه - ... باشند.
| |
فرق فضاي تبليغات سنتي با تبليغات تلويزيون
1 تبليغات سنتي غالبا چهره به چهره است و از عمق و تاثير گذاري بيشتري بر مخاطب برخوردار است
2.در تبليغات سنتي ارتباط گر غالبا در معرض ديد و در دسترس مخاطبان ميباشد
3.شخصيت خصوصيات فردي رفتاري صدا و حالات چهره و قيافه در تبليغات سنتي نقش مهمي دارد
4. در تبليغات سنتي از ابزارهاي تکنولوژيک و پيچيده يا استفاده نميشود و اگر استفاده ميشود بسيار محدود
5.واژگان و فرهنگ بيان در تبليغات سنتي به فرهنگ توده بسيار نزديک است
6.منافع شبکه تبليغات سنتي کمتر از تبليغات تلويزيوني با منافع حاکمان گره ميخورد
7.محتواي پيام هاي مبلغان سنتي غالبا ريشه در فرهنگ و باور ها و اعتقادات و هنجار هاي جامعه دارد
8.پايگاهها و نهادهاي تبليغات سنتي اغلب چند منظوره هستند
9.در تبليغات سنتي صفات ارزشي به وفور در ان يافت ميشود
10.مخاطبان تبليغات سنتي در مجالس در کنار هم هستند و اين باعث ايجاد روحيه اجتماعي ميشود
11.در تبليغات سنتي فضا در دست مبلغ ميباشد و ان را کنترل ميکند
12.در تبليغات سنتي باز خورد آني و فوري ميباشد
13.در تبليغات سنتي خود مبلغ بايد داراي يک سري اخلاقيات حسنه باشد
14.در تبليغات تلويزيوني مخاطبان گسترده و ناهمگون ميباشند
15.در تبليغات تلويزيوني تکثير پيام زياد ميباشد
16.در تبليغات تلويزيوني ارتباط سطحي و ناپايدار است
| |
طرح مونوگرافي :
فشرده اي از طرح و موضوع طرح :
موضوع :مونوگرافي شبکه سه سيما
اجزاي مختلف اين واحد سازماني عبارتند از : 1 مدير شبکه سيما 2 مديران سطوح پايين
3 معاون شبکه سه سيما 4معاونان سطوح پايين اين شبکه 5 تهيه کنندگان
6 نويسندگان 7محققان 8 بازيگران 10 کارگردانان 11 واحدموسيقي شبکه سه
12 واحد حمل و نقل شبکه سه 13 روابط عمومي 14 کارمندان ساده اين شبکه
15 مستخدمين اين شبکه 16 واحد حراست
با روش مصاحبه و مشاهده و ظائف و اوصاف کاري و جايگاه هر يک از انها را در شبکه کاملا بررسي ميکنيم .اين تحقيق ميتواند به مديران سازمان کمک کند تا قبل از جابجايي يا حذف بعضي از اجزاع اين واحد سازماني پيشبيني کنند که چه اتفاقي براي سازمان ميافتد
|
طرح مطالعه موردي :
فشرده اي ازطرح و موضوع طرح :
موضوع :بررسي اتفاقي که در فيلم کوله پشتي افتاد که باعث بي احترامي به نيروي انتظامي تهران و مساله دار شدن مجري ان فيلم شد ما در اين فيلم اين مورد بخصوص را مورد بررسي قرار ميدهيم و از راه مشاهده و مصاحبه استفاده ميکنيم و دنبال اين سوال هستيم که چرا و چگونه اين اتفاق در اين برنامه افتاد ؟مادر اين مطالعه از کليه اجزاء اين فيلم مصاحبه و مشاهده به عمل مياوريم.
طرح اتنو گرافي:
فشرده اي از طرح و موضوع:
موضوع:بعضي از جوانها مدل مو به سبک شيطان پرستها ميزنند . ما تحقيق ميکنيم که جوانها چه فکر مکنند چه ميکنند ؟مادراين تحقيق يک محقق را به شکل و قيافه شيطان پرستها در مياوريم واو رابه ميان ان جوانها ميفرستيم تا بامصاحبه عميق جو يا شود که انها در مورد عمل خود چه فکر مکنند
تحقيق عملي مشارکتي:
فشرده اي از طرح و موضوع :
موضوع : ميخواهيم برنامه اي درباره مسائل و مشکلات فرهنگيان استان قم بسازيم.
ماا در اين تحقيق گروههاي متمرکز از خود فرهنگيان تشکيل ميدهيم و مسائل و مشکلات انها را از زبان خودشان جويا ميشويم به اين وسيله يک برنامه مفيد ميسازيم
| |
اريش فروم[1] روانکاو و انديشمند معروف آلماني- آمريکائي، به سال 1900 در شهر فرانکفورت متولد شده، و تحصيلات خويش را در رشتة جامعهشناسي و روانشناسي در دانشگاههاي هايد لبرگ، فرانکفورت و مونيخ به پايان رسانيده است. سپس در مؤسسة روانکاوي برلين به تحصيل دربارة روانکاوي پرداخته و از سال 1925 به بعد قسمت اعظم وقت و انرژي خود را به عنوان روانشناس مشاور براي پژوهش در نظريههاي روانشناسي صرف کرده است. (فروم، 1349، ص پيشگفتار)
سال 1930 به مکتب فرانکفورت راه مييابد و در مؤسسه تحقيقات اجتماعي برلين در کنار انديشمندان بزرگي چون مارکس هورکهايمر، آدور نو، هربرت مارکوزه و ... قرار ميگيرد. ما آغاز جنگ جهاني دوّم، به همراه اعضاي مکتب فرانکفورت به آمريکا مهاجرت ميکند و پس از يک دهه، دوباره به وطن باز ميگردد. (فروم، 1384، ص5)
فروم در تجربه و تعليلهاي خود از نظريه نئوفرويديستها مدد ميجويد و در ارزيابيهاي ديني، اکثراً به اديان مسيحيت، يهوديت و مذاهب بودايي اشاره ميکند. (فروم، 1363، ص6)
کتابهاي معروف وي: در گريز از آزادي- انسان براي خود- روانکاوي و دين – زبان از ياد رفته- جامعه سالم- هنر عشق ورزيدن- رسالت زيگموند فرويد- آئين ذن بودا و روانکاوي- آيا انسان پيروز خواهد شد؟ - برداشت مارکس از انسان- در آن سوي زنجيرههاي پندار- شريعت مسيح- قلب انسان- شما بايد به خدايان مانيد. (فروم، 1349، ص پيشگفتار)
| |
هنجارهاي رسانه ديني
-خدا محوري- نبوت – امامت – ولايت فقيه
-آموزش جامعه- پرورش جامعه – کرامت انساني ( آزادي-اخلاق- دين )-
در راستاي تقويت ولايت الهي – ثروت با قيود شرعي مجاز است.
1.رسانه ديني نه ازادي مطلق است نه بسته بلکه ازادي بر طبق شرع ميباشد
2.رسانه بايد غايتهاي دين اسلام را دنبال کنند.
3.رسانه بايد از منکرات و فحشا عاري باشد.
4.رسانه ديني بايد درمقابل شبهات ديني روشنگري کند.
5.رسانه ديني نبايد باعث ايجاد شبهه در دين شود.
6.رسانه ديني بايد در مسير اتحاد وانسجام اسلامي حرکت کنند.
7.در رسانه ديني حريم خصوصي افراد محترم ميباشد.
8.همه اقشار جامعه حق دارند تحت پوشش رسانه باشند.
9.رسانه بايد مدافع دين و مستضعفان جامعه باشد.
10.توهين و افترا به اشخاص حقيقي و حقوقي در رسانه ممنوع است.
11.رسانه بايد از دروغ و اطلاع رساني غير واقع عاري باشد.
12.رسانه بايد در جهت اموزش و پرورش جامعه کوشا باشد.
13.رسانه نبايد مروج سرمايه داري و تجمل گرايي باشد.
14.رسانه بايد عدالت محور باشد.
15.رسانه بايد حقمدار باشد.
| |
موضوع: «نقد فيلم ترومن شو
»در اين فيلم به خوبي نشان داده شده است که دنياي مجازي ساخت رسانهها که منافع صاحبان قدرت را تأمين ميکنند، انسان را در جزيرهاي دروغين حبس ميکنند و اجازه کشف بيرون از جزيره را به او نميدهند و حتي او را از آگاه شدن از ماهيت دنياي مجازي نيز محروم مي کنند و وقتي آگاه ميشود که در يک دنياي ساختگي رسانهها اسير است و ميخواهد رها شود باز هم همين رسانهها و صاحبان آن مانع رهائي اوميشوند.
کارگردان خود را خالق اين دنياي مجازي ميداند
عشق تنها راه آرامش در اين دنياي مجازي نشان داده شده در حالي که اين يکي از راههاي رهائي و تسکين روحي جوامع صنعتي و سکولار ميباشد نه جامعهاي که براساس اصول و مباني ديني شکل گرفته است
| |
مبناى دوم: حقوق طبيعى و گذر از تکليف به حق
مبناى سوم: علم گرايى (سيانتيسم)
مبناى چهارم: عقل گرايى(راسيوناليسم)
| |
| |
| |
| |